تأملات

وبلاگ شخصی علی مراد

تأملات

وبلاگ شخصی علی مراد

  • ۱
  • ۰

فیل سفید چیزیست که هزینه های زیادی دارد ولی به هیچ دردی نمیخورد. ولی از طرفی به خاطر بعضی فایده ها(زیبایی فیل) یا هزینه هایی که تا الان برای آن کرده ایم حاضر به رها کردن فیل نیستیم. مثلا گاهی بعد از رویدادهای ورزشی تعدادی فیل سفید باقی می ماند. ورزشگاه هایی بزرگ که فقط برای آن رویداد مفید بوده اند و به جز هزینه های نگهداری هیچ چیزی ندارند.

ریشه ی این اصطلاح به داستانی قدیمی درباره ی پادشاهی برمیگردد که فیل های سفید به دیگر پادشاهان هدیه می داده است. فیل هایی که در نگاه اول موجب شگفتی و لذت فرد هدیه گیرنده بوده اند. ولی بعدا بدون هیچ فایده ای هزینه های زیادی از جمله تهیه روزانه چند تن غذا روی دست صاحبانشان میگذاشته اند. از طرفی هم صاحب فیل قادر به رها کردن فیل نبوده است. هم به خاطر زیبایی فیل و شاید هم به خاطر مسائل سیاسی.

علاوه بر چیز ها بعضی فعالیت های ما در زندگی هم می توانند نوعی فیل سفید باشند. فعالیت های کلی هزینه دارند ولی از طرفی هم نمی توان آن ها را به سادگی رها کرد. همانطور که چیزی ممکن است در جایی فیل سفید باشد و جایی نه، در زندگی هم فعالیتی برای کسی در زمانی می تواند فیل سفید باشد ولی برای دیگری یا زمانی دیگر نه. به نظر من موارد مستعد فیل سفید بودن هستند:
کنکور خواندن، رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه، دانشگاه رفتن و کار کردن. بله کارکردن، حواسم به پول هم هست. ولی برای کسی که آرزویش استادی در نواختن یک ساز است، ارزش پول حاصل از روزانه ۸ ساعت کار کردن با ارزش پهن فیل یکیست. کار کردن می تواند فقط موجب گرفتن وقت، انرژی و توان فکری ما شود. ولی در عوض پول و شان اجتماعی که برای بعضی زندگی ها ارزش پهن دارد به ما بدهد.

فیل سفید نمیگذارد سرمایه های شما در جایی که می خواهید هزینه شود. فیل های سفید مختلف هزینه های خاص خودشان را دارد.زمان، پول، انرژی، آرامش و از همه مهم تر مشغول کردن ظرفیت ذهنی. ذهنی که باید زمان کار بر روی چیزهای مهم تر متمرکز بر آن ها باشد،و علاوه بر آن در زمان فراغت و خواب هم باید ناخودآگاه مشغول رسیدگی به چیزهای مهم تر از فیل سفید باشد.(منظورم از ناخودآگاه و ذهن و... در لینک مشخص می شود.)

دوستی دارم که از پیشرفت نکردن در نوازندگی ویلن شاکی است. فیل بزرگ او دانشگاهی است که تمام ناخودآگاهش را گرفته و توانایی یادگیری اش را فلج کرده است. مغز او در خواب به جای اتصال نورون های نوازندگی به هم، مشغول اتصال نورون های نوشتن مقاله به نورون های مهاجرت است.

فکر کنید در جایی زندگی میکنید که همه یک فیل سفید دارند و داشتن فیل سفید نوعی ارزش است. نوعی نماد تشخص، و با فرهنگ بودن. طبیعتا شما هم در صورت هنجاری زندگی کردن فیلی سفید هدیه خواهید گرفت(اگر نخرید) و هزینه های سرسام آور نگهداری آن را خواهید داشت. به نظر شما اگر کمی خلاف آب شنا کنید و در مقابل داشتن فیل سفید مقاومت کنید، هزینه های نگهداری فیل را در چه راه هایی می توانید هزینه کنید؟ اگر عاشق جوجه رنگی هستید، با پول روزانه چند تن علف فیل چند جوجه رنگی می توانید بخرید؟ قناری چطور؟ روزی یک گل برای کسی که دوستش دارید چطور؟

من چند سالی است که مهم ترین چیزی که می توانست فیل زندگی ام باشد را کشتم. در عوض با پولش کلی جوجه رنگی، قناری و مرغ عشق خریدم. هر موقع با فرد جدیدی آشنا می شوم بخش اعظمی از گفتگوهای اولمان به آفرین، خوش به حالت و به به گفتن درباره جوجه رنگی های من سپری می شود. مثلا اینکه کلی فیلم دیده ام. با کلی موسیقی گوش داده ام. یا به قول دوستی ماهی یک فرغون کتاب میخوانم(البته اگر ظرفیت فرغون ۴ عدد باشد). البته گفتگو به بی فیلی من هم میرسد. ولی من استاد بی فیل زندگی کردن هستم چون دست کم پنج سال بدون مدرک تحصیلی، مدال المپیاد، اختراع ثبت شده، پست دولتی، حقوق ثابت و... زندگی کرده ام و با استادی در اینگونه زندگی می دانم چه جواب هایی بدهم.

شما هم اگر کلی کتاب نخوانده یا آرشیو فیلمی ندیده دارید، یا سال ها کاری را انجام می دهید ولی در آن موفق نیستید، یا همیشه منتظر روزی مانند فارغ التحصیلی یا بازنشتگی هستید تا کارهایی که دوست دارید را شروع کنید،به احتمال زیاد دست کم یک فیل سفید دارید. فیلی که احتمالا جامعه داشتنش را به شما تحمیل کرده و سرمایه های خود را به جای هزینه کردن در جاهایی که دوست دارید به فیل می دهید. فراموش نکنید که زمان، ظرفیت ذهنی، توان فیزیکی و بسیاری سرمایه های ما محدود هستند و برای خرج کردن آن ها در یک مصرف خاص مجبور به چشم پوشی از انتخاب های دیگر هستیم. به بیان دیگر با پول محدود نمی توان هم برای فیل و هم قناری غذا خرید. واقعا بهتر است از کدام چشم پوشی کنیم، فیل یا قناری؟

نظرات (۴)

گاهی هم فقط یک بخش از یک کار فیل سفید شده نه کلش! مث تعارف کردن در مراودات یا 20 گرفتن در مدرسه! 
گاهی هم در مرکز زندگی قرار دادن و بها دادن بیش از اندازه به یه موضوع همچین مساله ای رو ایجاد می کنه، شاید قرار نباشه فیل سفیدو بفروشی همین که دست از توجه بیش از حد بهش برداری و به جای اختصاص دادن اتاق پذیرایی بهش ببندی ش توی طویله سود و هزینه ی داشتنش منطقی بشه. (مثلا دانشگاه)
سلام  بنظر من در جوامع پویا ومحیط هایی که به دینامیک موضوعات وافراد اهمیة داده میشود این موضوع بیشتر صدق میکند ولی در جامعه ما به موقعیت واستاتیک افراد بیشتر بها داده میشود .مثلا کسی که مغازه ای میخرد حتی اگر آن محل کسب رونق هم نداشته بأشد از یک محقق دارای اعتبار بیشتری است ویا کارمندی که استخدام میشود تا سی سال خیالش راحت است یا به عبارتی در جامعه ما به فیل های سفید سهمیه غذا میدهند ویک مدیر بعد از کلی بی تدبیری نه تنها نباید مدیریت را ببوسد وکنار بگذارد بلکه مطمئن است تا پایان خدمتش یک مدیریتی برایش درست میکنند و فکری برای خودش وفیلش میکنند .یا حق أولادی که کارفرما میپردازد ولی یک کارگر مجرد خیلی بهتر برایش کار میکند 
جالب بود.
وضعیت من الان طوری است که باید بین یک فیل سفید و دهها قناری یکی را انتخاب کنم.
اگر فیل سفید را انتخاب کنم به احتمال زیاد قناری هایم را از دست خواهم داد و بلعکس.
انتخاب سخت است. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی