تأملات

وبلاگ شخصی علی مراد

تأملات

وبلاگ شخصی علی مراد

  • ۰
  • ۰

انتخاب نام، برای والدین یک کار چند روزه است. شاید هم ثمره ی رویابافی هایی از زمان نوجوانی. ولی این وظیفه ی مهیج، علاوه بر تمامی زندگی فرزند شما، زندگی افراد دیگری را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

حال جوانی ماهیگیر را تصور کنید که روزانه هشت ساعت، تک و تنها در قایقی کوچک ماهیگیری می کند. چشم دوخته به پهنه ی بی انتهای دریا، گهگاهی آوازهای ماهیگیران را می خواند. در ساعات ماهیگیری، چه خیال ها و چه رویاهایی که در ذهنش نقش نمی بندد. حال همین جوانک را داغدار «دریا» نامی تصور کنید. به هر طرف روی گردان، ولی راه فراری پیدا نمی کند. چشم و گوش ها را هم ببندد، امواج نرم آغوش «دریا» رهایش نخواهد کرد. هرگز نام فرزندم را دریا نخواهم گذاشت. شاید اینطور پسرک ماهیگیر کم تر رنج بکشد.

ظهر عاشوراست. می خوانند: «ماه می گوید حسین، با آه می گوید حسین...». گریه های داغ حسین نامی بر دل را، قدم زنان در کوچه های ظهر عاشورا می فهمم. نام فرزندم را حسین هم نخواهم گذاشت. شاید اینطور زودتر لبخند به لب های دخترک برگردد.

نام دخنرم را نه فاطمه، نه ساحل و نه بهار بلکه تاتیانا خواهم گذاشت، شاید داغ دل پسرک ماهیگیر کمتر تازه شود.

  • ۹۳/۱۰/۲۸
  • علی مراد

نظرات (۱)

بسیار خوب و نوستالژیک! نوستالژی از زمان نه چندان دوری که انگار در اعماق زمان گم شده... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی